(سایت فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت
  admin@yaranema.eu   20/6/1389
1389-03-22

  درسهایی از جنبش سبز در آستانه یکسالگی اش
سعید کرامت

 
 

اگر تا پیش از زمان فوران جنبش سبز، رهبران کارگری، زنان و دانشجوایان سخنگوی اعتراضات مردم بودند، بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، موسوی، کروبی، سروش، کدیور، گنجی، سازگارا و خیل کهنه حزب اللهی های دیگر تبدیل به پیام آور دمکراسی و آزادی برای مردم ایران شدند. دانشجویان زندانی، منصور اسانلو، و فعالین زنان در زندان - و یا تحت تعقیب - به فراموشی سپرده شدند ...

چپ و کمونیسم در این شرایط چه کاری میتواند بکند؟

بسیاری از فعالین و "متفکرین" طیف چپ معتقد هستند که بایستی به درون این جنبش رفت و آنرا رادیکال کرد. این استدلال، در بهترین حالت مثل این می ماند که از طیف چپ جامعه انگلیس خواسته شود، که در سطح وسیع عضو حزب محافظه کار انگیس شوند و سعی کنند در نشست های سیاسی و یا نمایش های خیابانی آن حزب را به چپ ببرند. این یک روُیای دست نیافتنی است. هر حزب یا جنبش، علاوه بر رهبران علنی، اساسنامه و موازین مکتوب، رهبران نا مرئی، سنت و قوانین نانوشته ای دارند. یک عده از بیرون نمیتوانند بر آن تاثیر بگذارند. کسی هم اگر در صدد تلاش برای رفرم جنبشهای دیگر برآید، در بهترین حالت بعنوان اخلاگر و قانون شکن از صف آن جنبش طرد خواهند شد. مثال دیگر، تصورش را بکنید که یک ارتش که اهداف و آرمان متفاوتی از شما دارد با دشمن مشترک شما در حال جنگ است. اگر شما هم در هیئت عده ای معدود و با امکانات به مراتب کمتر در کنار همان ارتش با آن دشمن مشترک بجنگید، نتیجه اش به سود کدام طرف خواهد بود؟ اگر آن گروه معدود، فرماندهان نیروی اصلی را "با مردم و در کنار مردم" محسوب کند، خوب جنگ به نفع هر دو جریان خواهد بود. در غیر آن صورت، هر شکست دشمن مشترک تنها پیروزی برای ارتش و نیروی اصلی ببار خواهد آورد. در نبردهای خیابانی جنبش سبز هم تلاش هر فعال چپی - با هر نیت و آرمان قلبی - به حساب تلاش برای تقویت موسوی در مقابل آحمدی نژاد نوشته خواهد شد.
کسی در اشاره به شرکت فعال جریانات چپ در ۲۲ خرداد و یا تاسوعا و عاشور نمیگوید که سازمانهای چپی آمده بودند که چپ را تقویت بکنند و یا جنبش سبز را به چپ هدایت کنند. دنیا، تاریخ و مردم خواهند گفت که اصلاح طلبان فراخوان داده بودند نیروهای چپ هم حمایت کردند.

به نظرم کسی در این شرایط کارگر و زحمتکش را فراخوان میدهد که در تظاهراتهای همزمان با فراخوانهای موسوی کروبی شرکت کنند، دارد برای یک جناح از حکومت بر علیه جناح دیگر سرباز بسیج میکند. امروز کارگر به مثابه یک طبقه، توان رفتن به خیابان را ندارد. به خیابان رفتن هم بسودش نیست. الویت کارگر امروز تشکل یابی و جلب توجه جامعه بسوی خودش است. برای تشکل یابی و اتحاد این طبقه لازم است که از ابتدائی ترین و فراگیر ترین خواسته هایی مانند، افزایش دستمزدها شروع کرد. کارگر وقتی تشکل نداشته باشد، وقتی حزب نداشته باشد، وقتی که خواسته هایش پیشروش به فرهنگ توده کارگران واقشار مختلف جامعه مبدل نشده باشد، اگر هم خود رژیم را هم سرنگون بکند، جریان دیگری که امکانات و تشکل دارد سرنوشتش را در دست خواهد گرفت. کارگر بایستی در یک نبرد سر نوشت جامعه را از وجود جمهوری اسلامی پاک کند. اما پیش شرط این نبرد، ایجاد تشکلهای سراسری قدرتمند، متشکل شدن در حزبی مسئول و کسب هژمونی سیاسی در جامعه، و امکان توقف چرخ تولید است. نمیشود کروبی فراخوان تظاهرات بدهد، رسانه های گروهی هم با او و مشاورانش را جع به چند چون و اهداف تظاهرات مصاحبه کنند و توجه توده های ناراضی مردم را به آنها جلب کنند، و "متفکرین" چپ هم از دور دستور قیام صادر کنند. اکنون هنگام آن است که زور آزمائی جناحهای مختلف حکومتی را به حال خود راه کرد و به پی ریزی و سازماندهی جنبشی پرداخت که هر تعرض و حتی شکستش برای جامعه درس فرهنگی و سیاسی داشته باشد.



 
 
 
Copyright © 2006 yaranema.eu