(سایت فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت
  admin@yaranema.eu   9/5/1389
1388-05-15

  آقاي اكبر گنجي ،خود كرده را تدبير نيست اما ...

 
 

آقاي گنجي در جواب مقاله( با اين رژيم چه بايد كرد) شما بايد گفت "خود كرده را تدبير نيست" اما مي توان طوري ديگر هم به اين سئوال پاسخ داد و آن اين است، كارهايي را كه در گذشته ياران شما بهمراه ديگر ذوب شدگان در ولايت انجام دادند را نبايد دوباره انجام داد، همانند كاري كه چندي پيش در اعتصاب غذاي سه روزه خود ( خودي و غير خودي ) بطور انحصاري و غير دمكراتيك در شهر نيويورك انجام داديد.

آقاي اكبر گنجي ،خود كرده را تدبير نيست اما ...

نامدار بينام
(15 مرداد 1388)

آقاي گنجي لطفا بگوئيد دوستان اصلاح طلب شما تا قبل از اين در خيمه گاه ولي شيعيان جهان چه مي كردند تا ما بگوئيم با ويراني بجاي مانده از عملكرد سي ساله عاليجنابان چه ها بايد كرد؟
آقاي گنجي مگر چه اتفاق خاصي در كشور گل و بلبل امام زماني اتفاق افتاده است كه اكنون بايد بفكر چاره بود و اين حوادث شوم كه دامان خيمه گاه ولي فقيه را گرفته است در زمان كدام سلطان و چگونه حادث شده است؟
آقاي گنجي اين حكومت اسلامي از چه زماني سلطاني شده است و اختلاف اسلام ناب محمدي با نظام سلطاني در چيست؟
آقاي گنجي بهتر آن است شما و برادران اصلاح طلب اول بگوئيد طي سي سال گذشته بر اين سرزمين چه رفته است و عاليجنابان چه كساني بوده اند و نقش عاليجنابان رنگارنگ ريز و درشت نزد سلطان ( خميني و خامنه اي )چه بوده است تا ديگران نيز فكر چاره كنند؟ براي يك فرد مسئول مدعي روشنفكري شايسته آنست كه صادقانه آنچه بر اين كشور رفته است بطور كامل و شفاف بيان كند و سپس مسئولانه در پي راه چاره برآيد.

شما مي دانيد براي پاسخ به چه بايد كرد كنوني شما سالهاست كه گروه بسياري از افراد و نيروهاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و دانشگاهي مردم ايران بطور شبانه روزي در تلاش هستند و بسياري از آنها مال و منال، جواني و هستي خود را در داخل و خارج از كشور در اين راه ارزاني نموده اند.

يقينا شما مي بايست طي چند سالي كه سعي كرده ايد از خيمه گاه سلطان دور باشيد به اين حقيقت رسيده ايد كه جوابي كه امروز مي خواهيد در ديروز شما نهفته است،همانطور كه سلاطين را مي شناسيد و عاليجنابان رنگارنگ نيز معرف حضورتان مي باشند.
براي پاسخ به سئوال شما( با اين رژيم چه بايد كرد ) مجبور خواهيم شد تاريخ رنجنامه مردم ايران را طي حكومتهاي سلطاني ( پهلوي، خميني، خامنه اي ) بطور مختصر مرور نمائيم!

مرور تاريخي حكومتهاي سلطاني
سركوب حقوق دمكراتيك مردم ايران با كودتاي 28 مرداد در سال 1332 توسط نيروهاي بيگانه ( امريكايي، انگليسي ) باعث گرديد تا جنبش ملي و چپ ايران تضعيف گشته و نيروهاي ارتجاع مذهبي نقش خود را با استفاده از روابط نزديك با درباريان پهلوي و انگليسي در ميان مردم مايوس و سرخورده پر رنگ تر نمايند. ارتجاع مذهبي بدليل داشتن ارتباط سنتي با مردم عوام و با استفاده از تريبونهاي مجالس و مساجد توانست افكار عمومي را تسخير كند و از فضايي كه بعد از كودتا نصيبش شد در جهت آمال خود بهره برداري نمايد.

نيروهاي مذهبي پيرو روحانيت شيعه با حمايت مالي بورژوازي ملي و بازاريان محترم توانستند در نبود نيروهاي چپ سوار امواج انقلاب گشته و خود را بهترين جايگزين نظام سلطنتي اعلام نمايند. قيام ملت ايران در سال 1357 بار ديگر نظام سلطنتي را نشانه گرفت و ميرفت تا با تكميل خود در انقلاب بهمن علاوه بر برچيدن ديكتاتوري پهلوي نفوذ امپرياليسم در منطقه را تضعيف نمايد. اما امپرياليسم اينبار نيز توانست با طرحي ديگر وارد صحنه شده و با سازش روحانيت و عوامل خود در نظام پادشاهي از راديكاليزه شدن و گسترش مبارزات مردم جلوگيري نمايد.

فقدان تشكلات دمكراتيك،ضعف و پراكندگي سازمانهاي سياسي، جواني و كم تجربه گي رهبران، انسجام روحانيت و نظاميان پادشاهي، دخالتهاي ( اطلاعاتي، رسانه اي، مالي و ... ) كشورهاي غربي باعث گرديد تا نظام امپرياليستي بتواند جنبش انقلابي مردم ايران را منحرف و به شكست كشاند.
رژيم برآمده از سازش روحانيت و بقاياي نظام پادشاهي نه تنها استقلال، آزادي، عدالت اجتماعي و جمهوريت را براي مردم ايران به ارمغان نياورد بلكه با شتابي بيشتر از زمان پهلوي در جهت خفقان و غارت كشور پيش رفت و در عرصه بين المللي همسو با سرمايه داري جهاني در تعارض با ديگر ملل دنيا ايفاي نقش نمود.
براستي كه تنها اين رژيم ناقص الخلقه مي توانست انتظارات امپرياليسم جهاني را به نحو احسن برآورده نمايد!

بخشي از خدمات سي ساله رژيم اسلامي به امپرياليسم را مي توان چنين برشمرد:
كشتار نيروهاي چپ و ديگر مخالفين در داخل و خارج از كشور، تحميل هزينه هاي گزاف انساني و مالي به جهت ادامه جنگ هشت ساله عليه مردم ايران و عراق، نظامي كردن منطقه و خريد ميلياردها دلار تسليحات نظامي توسط كشورهاي منطقه، ايجاد بهانه لازم براي حضور گسترده نظامي كشورهاي امپرياليستي در منطقه، ايجاد انشقاق در جنبشهاي رهايي بخش مردم لبنان و فلسطين، ايجاد بهانه لازم براي اسرائيل جهت مظلوم نمايي و طفره رفتن از مزاكرات صلح، همراهي با غرب براي كمكهاي( مالي، تسليحاتي، آموزش نظامي ) به ضد انقلابيون افغاني و شكست حكومت دمكراتيك نجيب الله در افغانستان، ادامه جنگ هشت ساله با عراق و تصريح روند استحاله و ديكتاتوري دولت آن، دخالت در امور داخلي ديگر كشورها، ترويج بنيادگرايي و تروريسم در سطح بين المللي، امنيتي كردن زندگي بشري توسط امپرياليسم تحت عنوان مبارزه با تروريسم، همكاري گسترده با ناتو جهت اشغال كشورهاي( يوگسلاوي، افغانستان و عراق)، باج دادن به بيگانه از سرمايه هاي ملت ايران بدليل بي خردي سياسي براي بقاي حكومت خود، نابودي ثروتها و منابع ملي ايران بدليل عدم مديريت صحيح، گسترش معضلاتي همچون( فقر، بيكاري، فساد، اعتياد ... ) و عقب ماندگي هاي همه جانبه در كشور، صرف بودجه كشور جهت دستيابي به تسليحات اتمي و نظامي كردن منطقه، ايجاد زمينه لازم جهت اشغال و تجزيه كشور توسط ارتش هاي بيگانه، خصوصي سازي اقتصادي طبق رهنمودهاي بانك جهاني، مصادره و توزيع سرمايه هاي ملي( املاك، معادن، ذخائر، كارگاه ها، ماشين آلات، صنايع و ... ) بين وابستگان حكومتي .

چنين عملكردي نه تنها ضربات جبران ناپذيري بر كشورمان وارد نمود بلكه بهانه لازم را به دشمنان منافع ملي مردم ايران داد تا بتوانند تئوريهاي خود را در نفي و نكوهش انقلاب در سطحي وسيع منتشر نمايند و از اين رهگذر خود را ناجي مردم قلمداد نموده و تنها راهكار رهايي مردم ايران از چنگال رژيم اسلامي را اميد بستن به سياستهاي دولتهاي غربي، بازار آزاد و نظاميان جنايتكار ناتو قلمداد نمايند!
به جرعت مي توان گفت رنج نيم قرن اخير مردم ايران نتيجه كودتاي جنايتكارانه اي بوده است كه توسط دولتهاي امريكا، انگليس، نظام پادشاهي پهلوي و ارتجاع اسلامي در سال 1332 بوقوع پيوست و با بقدرت رسيدن حكومت اسلامي در سال 1357 اين روند تكميل گرديد.

منافع ملي
پس از شكست انقلاب بهمن مبارزات مردم ايران هر چند با افت و خيزهايي همراه بود اما هيچگاه متوقف نشد و در دورهاي مختلف با اشكالي ديگر حاكميت ضد انقلابي جمهوري اسلامي را به چالش جدي گرفته است.
شرايط سياسي كنوني كشور به گونه ايي است كه نيروهاي مختلفي با منافع سياسي و اقتصادي متفاوت در آن دخيل بوده و هر كدام بسته به منافع طبقاتي خود در آن سياست ورزي مي نمايند.
اگر به جزئيات ديدگاهها و مواضع مداخله گران در اوضاع سياسي دقت كنيم، به طيف هايي متضادي بر خواهيم خورد كه در برخي از مقاطع سياسي بناچار در كنار هم قرار خواهند گرفت و هر بيننده سطحي نگري را به اشتباه خواهد انداخت.
براي اينكه بتوانيم درستي خطوط سياسي را مورد ارزيابي قرار دهيم مي بايست معياري براي سنجش ديدگاه ها و اعمال خود بكار بنديم تا جايگاه هر كدام بهتر مشخص گردد، بنابراين منافع ملي را بعنوان بهترين معيار سنجش در اين بحث مد نظر خواهيم گرفت.

جمهوري اسلامي و منافع ملي
جمهوري اسلامي در ايران از زمان شكل گيري متشكل از افراد و گروه هاي سياسي مذهبي ( روحاني، ليبرال، ملي و مذهبي ) با گرايشات و منافع متفاوت بوده است كه توانستند پيرامون رهبري خميني با هم متحد شده و ضمن پيشبرد رقابتهاي جناحي، مخالفين سياسي حاكميت اسلامي را به شديدترين شكل ممكن بتدريج سركوب كرده و ميراثي ويران تر از سلطنت پهلوي را براي نسلهاي آينده به يادگار گذارند.

درگيري درون حكومتي از زمان قدرت گيري رژيم اسلامي در بين جناحهاي آن وجود داشته و هر گروه متناسب با شرايط و امكانات خود تاكنون سعي نموده است رقيب را تضعيف و يا بطور كلي از صحنه رقابت حذف نمايد، در نتيجه طي سي سال گذشته افراد و جناحهاي بسياري از گردونه سياست و قدرت حذف شدند كه خود جزيي از بانيان و يا مجريان كليدي حكومت اسلامي بوده اند.
حذف نيروهاي ملي و ليبرال ( دولت موقت بازرگان و رياست جمهوري بني صدر )از قدرت در زمان زمامداري خميني، متلاشي نمودن نيرو هاي موسوم به خط امام، حذف منتظري، مرگ مشكوك احمد خميني، به حاشيه بردن خانواده خميني، تخريب و بي اعتباري هاشمي رفسنجاني و كارگزاران سازندگي، محدود و منزوي كردن اصلاح طلبان حكومتي پيرامون خاتمي، كودتاي انتخاباتي براي حذف اصولگرايان اصلاح طلب نظام و آخرين مرحله انشقاق در بين اصولگرايان ولايتي مي باشد.

با توجه به مواردي كه قبلا در مورد منافع ملي و خدمات رژيم اسلامي به امپرياليسم اشاره شده است مي توان نتيجه گرفت كه مجموع عملكرد رژيم اسلامي در تضاد با منافع ملي مردم ايران بوده و به بدترين شكل ممكن استقلال سياسي و اقتصادي كشور ايران را به خطر انداخته و آزادي، امنيت، رفاه، توسعه و پيشرفت مردم ايران را سلب نموده است.
آقاي گنجي موارد ياد شده تنها بخش كوچكي از جناياتي است كه توسط سلاطين فوق الذكر بر ملت ايران روا شده است و اصلاح طلبان رانده شده از قدرت در بسياري از اين ستم هاي ويرانگر سهيم بوده اند، اما چه بايد كرد اكنون دست اصلاح طلبان حكومتي از پستهاي كليدي و رده هاي بالاي حكومتي در جنگ مافيايي قدرت و ثروت كوتاه شده است و تبهكاران مرگ به جان هم افتاده اند و در اين دوئل نافرجام خانه و كاشانه ملت نيز بيش از گذشته در خطر نابودي است.

آقاي گنجي شما در مقاله( با اين حكومت چه بايد كرد) خود صحبت از جنايات عليه بشريت مي كنيد و ادامه مي دهيد: "(هر کس که با خواندن متن کیفرخواست بیدادگاه سلطان و دیدن تصاویر بازداشت شدگان دچار عذاب وجدان شده است، حداقل کاری که می تواند انجام دهد مشارکت در این پروژه ی ملی است. وقتی فرزندان دلیر ایران زمین را قتل عام می کنند، وقتی گروه دیگری را در سلول های انفرادی قرون وسطایی شکنجه می کنند، آیا وظیفه ی اخلاقی ایرانیان مقیم خارج حکم نمی کند که جنایت کاران را به دادگاه های بین المللی بکشانند؟ آیا سکوت در برابر جنایت، مشارکت در جنایت نیست؟ موسوی، خاتمی، و دیگران رویدادهای پس از انتخابات را جنایت و فاجعه خوانده اند. آفرینش چنان فجایعی از سلطان و مریدانش عجیب نیست،... یکی از سیاست های علی خامنه ای این بود که رذیلت های اخلاقی را به فضیلت تبدیل کرده است. سکوت در برابر شکنجه و جنایت، و حالت عدم اطلاع به خود گرفتن، بخش مهمی از رذیلتی است که متأسفانه میان ما فراگیر شده است. بهانه تراشی ... )".

آري متن كيفر خواست بيدادگاه سلطان و ديدن تصاوير بازداشت شدگان طبق گفته شما باعث عذاب وجدان مي شود و وظيفه اخلاقي حكم مي كند در برابر زندان، شكنجه و قتل عام فرزندان ايران زمين جنايتكاران را به دادگاه هاي بين المللي كشاند و قبول نيز داريم طبق نظر شما سكوت در قبال جنايات مشاركت در جنايت است،بدين دليل ما كه خود قرباني كليت رژيم بوده و قربانيان بسياري را بطور عيني شاهد بوده ايم تاكنون از پاي ننشسته و ديگران را به سكوت و بخشش دعوت نكرده ايم، اما رذيلتي را كه از آن نام مي بريد تنها شامل دوستان شماست كه نه تنها در قبال جنايات سي ساله حكومت سكوت داشته اند بلكه در بسياري از كشتارها و ويرانگريهاي كشور بهمراه سلاطين ( خميني و خامنه اي ) تا امروز نقش آفرين بودند.

شما گفته ايد موسوي، خاتمي و ديگران رويدادهاي پس از انتخابات را جنايات و فاجعه خوانده اند، سئوال ما اينست شما و اين آقايان رويدادهاي سي سال گذشته را چگونه ارزيابي مي كنيد و مسئوليت آن جنايات و فجايع بر عهده چه كساني است؟
آقاي گنجي آيا آقاياني همچون رفسنجاني، موسوي، خاتمي، كروبي و ديگر دوستان شما كه شريك دزد بوده اند و اكنون رفيق قافله، حاضر خواهند بود در همان دادگاه بين المللي (جنايات عليه بشريت ) جنايات سي ساله خود و ديگر همقطاران را شهادت دهند، آيا آنها قبول خواهند داشت كه كارنامه رژيم اسلامي معادل سي سال غارت و جنايت عليه بشريت بوده است؟
آيا آنها حاضر خواهند بود اسرار كشتارها، فسادهاي مالي، ترورها، دخالت در ديگر كشورها، تسليحات اتمي و ديگر موارد نقض حقوق ملي و بين المللي را بطور كامل افشا نمايند، كي، كجا، چگونه؟

ما ضمن دفاع از حقوق دمكراتيك همه افراد و گروه هاي سياسي و اجتماعي، از جناح معترض جمهوری اسلامی سؤال می کنیم: آنگاه که قتل و کشتار جوانان میهن در زندانهایتان را شاهد بودید، آنگاه که دیوصفتان همین رژیم دامن پاک دختران باکره را آلوده می کردند، فقط نظاره گر بودید؟ آنگاه در کشتارگاههای جمعی بر سر جان باختگان غریو الله اکبر بر می آوردید و بر محمد و آل محمد صلوات می فرستادید، آنگاه که خاورانها را برای نهان ساختن اجساد پاک شهیدان میهن آماده می کردید، آنگاه که با تکیه به نیروی لایزال الهی عذاب و شکنجه، بزرگان، یاران، رفیقان ما را، فرهیختگان و نخبگان علم مبارزه و سیاست را به ترک باورهای راستین و اعتراف به ناکرده وا می داشتید، آیا هیچ فکر می کردید که، این «شتر در خانه شما هم خواهد خوابید»!

آنگاه که به دستان كودكان، شیر زنان، سالمندان و دلاور مردان ایران زمین دستبند قپانی می زدند و يا ماهها آنها را در تابوت حبس مي كردند، شما چه کار می کردید؟ آیا شما فقط در مساجد زندانها برای ظهور «آقا امام زمان» ندبه می کردید و یا در همه جنایات رژیم، در اسارت، شکنجه و کشتار نیک اندیشان و حقیقت جویان شریک بودید؟

بلی، شما به فکر امروزتان نبودید! چون همه چیز را مطلق می پندارید و به مطلقیت باور دارید! ولی ما، امروز را می دیدیم و می دیدیم وقتی که در روز موعود، تنها خواهید ماند، باز مائیم که برای استخلاص شما، برای دفاع از حق شما، برای مبارزه برعلیه ظلم و بیداد، همه توش و توان خود را بکار خواهیم گرفت و دادخواهی خواهیم کرد.
این اقدام ما، نه بخاطر درستی و یا نادرستی کارهای کرده و ناکرده شما، بلکه بازتاب پایبندی ما به حق و حقیقت، انعکاس باور و ایمان ما به انسان و انسانیت، تجلی خصلتهای انساندوستانه ماست در مبارزه برعلیه ظلم و ستم و بیعدالتی!

اما، چه بايد كرد!
بايد همراه جنبش دمكراتيك مردم ايران حكومت اسلامي را بيش از گذشته به چالش كشيد، بايد در مبارزات مردم انحراف ايجاد نكرد و آنرا در چارچوب ارتجاعي قانون اساسي جمهوري اسلامي گرفتار نساخت،بايد فرصت طلبانه در صدد مصادره رهبري جنبش نبود، بايد به اسم يكي بودن حقوق و هويت ديگران را مخدوش و نفي نكرد، بايد خواسته هاي دمكراتيك مردم را طرح و مطالبه كرد،خواسته هاي دمكراتيك مردم تنها ابطال انتخابات و يا استعفاي احمدي نژاد نيست، پاسخ به مطالبات مردم در ظرف رژيم اسلامي نمي گنجد، از درون صندوق آراي رژيم اسلامي آزادي، دمكراسي و عدالت اجتماعي بيرون نخواهد آمد، اكنون بايد شجاعانه بيان نمود كه اين حكومت اصلاح پذير نيست.

پس نبايد مردم را از راديكاليسم و انقلاب ترساند، انقلاب معادل با تخريب و ويراني نيست، حكومت اسلامي به اندازه صدها سال كشور را تخريب و عقب برده است، تنها محافظه كاران و ارتجاعيون از انقلاب هراس خواهند داشت، انقلابيون خواهان خشونت نخواهند بود اين حكومتهاي مستبد هستند كه خشونت را به جنبش تحميل مي كنند، رژيم اسلامي سالهاست كه ابتدايي ترين اعتراضات مردم را با زندان، شكنجه و گلوله پاسخ مي دهد، همانگونه كه اصلاح طلبي در چارچوب خودش را تحمل نكرد، اين روند كشتاري كه اكنون شما را هراسان كرده است متاسفانه سالهاست كه جزيي از برنامه روزانه رژيم اسلامي است، آن دادگاه هايي كه اكنون دوستان شما را وادار به اعتراف مي كند سالها جزيي از شوهاي تلويزيوني سلاطين پهلوي،خميني و خامنه اي بوده است.

بنابراين بايد تلاش كرد تا با همكاري همه افراد و گروه هاي دمكرات اپوزيسيون جبهه متحد دمكراتيك مردم ايران را با برنامه اي شفاف و مدون سازمان داد، بايد همه گروه هاي تشكيل دهنده اين جبهه بتوانند ضمن داشتن هويت مستقل به پيشبرد اين جنبش انقلابي كمك كنند، بايد تحت رهبري چنين جبهه اي از كليت رژيم ارتجاعي جمهوري اسلامي گذشت.
لذا به شما رانده شدگان از قدرت و همه بریدگان از جمهوری اسلامی می گوئیم: مجذوب قدرت، تبلیغات و امکانات دول بيگانه نشوید، به آنها دل نبندید و مرعوب اقدامات غیر انسانی جناح مسلط رژیم تان هم نشوید! به جنبش انقلابی مردم ایران بپیوندید که تنها، اتحاد بخشهای وسیع مردم ایران و همه نیروهای ترقیخواه و تحول طلب آن، می تواند رژیم حاکم را به زانو در آورد، بنیان ظلم و ستم، بی حقوقی و بیعدالتی را در کشور ما برافکند، خطر مداخلات بيگانه را دفع نماید و پس از سرنگوني حكومت اسلامي و برقراري جمهوري دمكراتيك، استقلال، آزادي، دمكراسي و عدالت اجتماعي را در ميهنمان مستقر سازد.

آقاي گنجي ما خواهان تغييرات ساختاري به شيوه مسالمت آميز مي باشيم ولي در قبال يورشهاي ارتجاع از خود دفاع خواهيم كرد، خواهان محاكمه همه سران حاكميت اسلامي هستيم، مخالف حمله بيگانه و تحريم اقتصادي هستيم، به حكومت اسلامي اعتقادي نداريم و معتقديم اين حاكميت اسلامي اصلاح پذير نبوده و نيست،خود را جزيي از جنبش دمكراتيك مردم مي دانيم و تاكنون هزينه هاي بسياري را در اين پيكار پرداخته ايم، خواهان سرنگوني حكومت اسلامي توسط مبارزات دمكراتيك مردم هستيم.
ما معتقديم اصلاح طلبان حكومتي صلاحيت رهبري جنبش اعتراضي مردم را ندارند زيرا جنبش دمكراتيك رهبران دمكرات را طلب مي كند و اصلاح طلبان حكومتي را بدلايل ذيل دمكرات نمي دانيم:

چون بهمراه ديگر جناحهاي حكومتي مرتكب جنايات عليه بشريت شده اند و يا در قبال آن سكوت كرده اند(هر چند خود اكنون اسير همان دام شده اند)، آنها به سنگسار و اعدام اعتقاد دارند و خواهان آزادي سياسي براي همه افراد و احزاب مختلف جامعه نيستند، رفراندم عمومي براي تغيير حكومت را نمي پذيرند، به برابري حقوقي افراد جامعه اعتقادي ندارند، نگاه آنها به زنان و اقليتهاي مذهبي تبعيض آلود است، به گردش آزادانه قدرت بين افراد و گروه هاي مختلف توسط آراي مردم اعتقادي ندارند، جوامع انساني را به ملتهاي مسلمان و كافر تقسيم مي كنند، هر كس كه از دين آنها خارج شود آنرا كافر و مستحق مرگ مي دانند، به سكولاريسم و لائيسيته اعتقادي ندارند، احكام شرع اسلام را كه با حقوق انساني در تعارض است را بر خود و ديگران روا مي دارند، به معناي واقعي جمهوريت اعتقادي ندارند، شان انسان را در حد مقلديني همچون ميمون كه مي بايست از مراجع مذهبي تقليد كنند پائين مي آورند، امور قضاي يشان ارتجاعي و با دستاوردهاي بشري منافات دارد، برنامه اقتصادي مشخصي در زمينه حل بحراني هايي كه خود نيز در ايجاد آن نقش داشتند ندارند، بلحاظ مالي و اقتصادي آلوده همان فسادي هستند كه كل سيستم حكومتي بوده است و ...

آقاي گنجي لازم به يادآوري است از مردم نبايد استفاده ابزاري كرد و براي چانه زني جناحي آنها را بكار برد، بسياري از هموطناني كه شما در خارج از كشور از آنها گله مند و طلبكار هستيد و وظيفه اخلاقي را به آنها گوشزد مي كنيد سالهاست كه بر اثر ظلم جناحهاي رنگارنگ رژيم اسلامي و پايبندي به وظايف اخلاقي مجبور به ترك وطن شده اند، هر چند برادران اصلاح طلب شما تاكنون نسبت به آنها بي مهري هاي بسيار نموده اند.
شما بايد بدانيد جنبش اعتراضي كه در كشور اوج گرفته است حاصل سي سال مبارزه خستگي ناپذير افراد و گروه هاي مختلفي است كه با تمام مشكلات توانستند اين مشعل بيداري را فروزان نگهدارند، شايد تاكنون مي بايست درك كرده باشيد كه بخش وسيعي از مردم ايران حاضر نخواهند بود همانند سال 1357 هستي خود را نثار بي مايه گاني كنند كه نمي خواهند يك كلمه بيشتر و يا كمتر از چارچوب حكومت اسلامي عدول كنند.
اما باز هم لازم به يادآوري مجدد است صرف مخالفت با ولايت فقيه و يا رانده شدن از قدرت دليل بر مردمي بودن فرد يا گروهي نخواهد بود، جنبش انقلابي مردم ايران مخالفين ولايت را تنها زماني خواهند پذيرفت كه معتقد به اصول دمكراتيك باشند و آنرا در رفتارهاي سياسي و اجتماعي خود بكار بندند، در صورتي كه چنين افرادي از حكومت اسلامي كنده شوند و مرتكب جنايتي عليه مردم ايران نشده باشند و به حقوق دمكراتيك مردم بطور واقعي گردن نهند مي توان به همراهي آنان در مخالفت با حكومت اسلامي در جايگاه خود خوشامد گفت.



 
 
 
Copyright © 2006 yaranema.eu